انوار اخلاقی ۲: سرنوشت

ای اباذر چه افرادی که به استقبال و دنبال روز رفتند و نتوانستند آن روز را به پایان برسانند، یعنی عمرشان کفاف نکرد و اجلشان سرآمد؛ و چه بسیار افرادی که منتظر فردا بودند و برای فردا برنامه ریزی می کردند که فردا چه کنیم، و لکن به فردا نرسیدند.

اگر نگاهی به اجل خود و مسیر آن بکنیم آرزوهای دور و دراز که باعث مغرور شدن به آنها است را دشمن خواهی داشت.

اگر به اجل سرنوشت آن بیندیشیم در می یابیم که ما در مسیر اجل قرار گرفته ایم. یعنی هیچ اطمینانی نیست که انسان ساعت دیگر هم زنده باشد. کی این دروگر بیاید و ما را درو کند؟ و هیچ معلوم نیست که حضرت عزرائیل علیه السلام کی تشریف بیاورند و جان ما را بگیرند. جدا اگر انسان به اجل و عمر خودش توجهی داشته باشد همینطور است و جای تعجب نیست.

با اینکه خداوند بشر را نسبت به اجلش آگاهی نداده و نفرموده که عمر انسان کی سر می رسد، با این حال کارهای ما طوری است که گویی همیشه می خواهیم در دنیا زنده بمانیم. همانطور که حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «و مسکین ابن آدم» چقدر اولاد آدم بیچاره و بدبخت است؛ زیرا یکی از بدبختی های بشر طبق فرموده حضرت علی علیه السلام این است که مکتوم الاجل است یعنی اجلش پوشیده شده است چه وقت پایان عمر ماست؟ نمی دانیم، که چه روزی دفتر زندگی ما بسته می شود؟ چه زمانی پرونده ما را جمع می کنند؟ نمی دانیم. چه بسیار افرادی که از ما قوی تر و نیرومندتر و سالم تر بودند و دور هم بودند و می گفتند و می خندیدند؛ یکدفعه دیدیم از دنیا رفتند و تعجب هم می کردیم چطور شد که فلانی از دنیا رفت؟ او که سابقه کسالت و مریضی نداشت. بهر حال با اینکه تاریخ مرگ خود را نمی دانیم، کارهای ما اینگونه است وای بر آن روزی که خدا می فرمود: تا فلان موقع زنده هستیم چه می کردیم؟ خدا می داند چقدر نسبت به یکدیگر زور گویی می کردیم خدا می داند. با اینکه بشر نمی داند کی میمرد و احتمال می دهد چیزی از عمرش باقی نباشد و به حسابش می رسند، اینقدر جنایت و خیانت می کند. اینجاست که حضرت می فرماید چه بسیار افرادی که انتظار فردا را می کشند و به آن نمی رسند. آنگاه حضرت می فرماید: اگر اجل خودت و مسیری که در این راه برای تو تعیین کردند را بنگری، از آرزوهای خود خشمناک می شوی و دیگر از غروری که از آرزوها به دست می آید، کناره می گیری.

این آرزوهاست که انسان را بدبخت می کند، مخصوصا در این دوران که همه کارها به صورت آرزو در آمده است یعنی همه کارها به صورت وعده است. اگر انسان کارهای هر روز را همان روز تمام کند چقدر زیباست.

روزی اسامه معامله ای انجام داد و در آن وعده یک ماهه داد. این خبر به گوش پیامبر صل الله و علیه و آله رسید، ایشان اسامه را سر زنش کردند که اسامه چقدر آرزویش دراز است. «ان اسامه لطویل الامل» آیا اسامه می داند که یک ماه دیگر زنده است؟

امروزه جامعه از آن مسیری که باید داشته باشد، فاصله گرفته است؛ حتی معاملاتی که انجام می شود، چند ساله است. من معتقدم اینها یک سلسله مسائل استدراجیه است و اگر خدای ناکرده این گونه باشد، خطر دارد، قرآن می فرماید: «سنستدرجهم من حیث لایعلمون» یعنی گاهی اوقات بندگانم را به استدراج می کشانم. یعنی رفته رفته آنها را از بین می برم و طوری می شود که در مسیر بدبختی و گرفتاری و خطر قرار می گیرند. قرآن می فرماید: اگر در مسیر دنیا قرار گرفتی بترس که مبادا استدراج باشد. دنیا ظاهرش خوش خط و خال است اما باطنش خراب می باشد. قرآن می فرماید: «و املی لهم ان کیدی متین» ما اینجا مهلت می دهیم که هر کاری می خواهند انجام دهند، چرا که نقشه های ما محکم و دقیق است.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.