دیدار با پیرغلام اهل‌بیت، حاج حسین خلج

حاج حسین خلج تهرانی حدود ۷۲ سال دارد و بزرگ شده پاچنار تهران است. به گفته او، مادرش خانم درسی (جلسه‌ای) بوده و در قدیم، دخترها و پسرهای کوچک را در مکتبش جمع می‌کرد و به آنها عم‌ّ جز و قرآن یاد می‌داد و برای خانم‌ها جلسه روضه داشت.

پدرش هم معمار بوده و به تعمیرات ساختمان مشغول بوده و خودش هم از قدیم به سراغ تعمیرات خیاطی رفته و در کنارش‌ هم مداحی اهل بیت می‌کرده، اما خودش می‌گوید که هیچ وقت مداحی را به عنوان شغلی برای کسب روزی خانواده‌اش به حساب نیاورده است.

 

 

حاج حسین از قدیم، روضه آقای کشفی را به خاطر دارد که در زمان گذشته بسیار معروف بوده و همیشه روضه‌های او را حفظ می‌کرده و در مدرسه و هیأت بچه‌ها می‌خوانده تا اینکه رفته رفته در جلسات بزرگانی همچون سید ادبی پامنبری کرده و هم اکنون نیز جز پیرغلامان شناخته شده است.

او به خاطر دارد که در زمان قدیم، مداحان با چهارپایان برای روضه‌خوانی می‌رفتند و مثلاً شخصی از مداحان به نام حاج احمد اسبی معروف بوده، چون که با اسب به مجالس روضه‌خوانی می‌رفت.
هم محله‌های او از قدیم حاج اکبر ناظم و حاج شاه حسین بهاری بودند. مادر حاج حسین خلج، او را به منزل سید ادبی می‌برده تا او از مجالس عزاداری این سیدبزرگوار درس بیاموزد. حاج حسین، کنار حسن فرشته نژاد، جواد مهرآوری و مرشد قاسم، تعلیم‌ مداحی دیده است.

 

در ۱۹ سالگی با دختر خاله‌اش ازدواج کرده و از آن زمان خاطرات خوبی دارد. می‌گوید: موقعی که عقد خواندند و سرمان پول ریختند، خودم رفتم پول‌ها را جمع کردم و در آن وقت خیلی بچه سال بودم! همسرم خیلی با وضعیت زندگی‌ام ساخته و تحملم کرده است. او بسیار برایم زحمت کشیده و در زندگی همواره یار و یاورم بوده که از او بسیار سپاسگزارم.

 

مادرم گفت: تا لحظه‌ای که زنده‌ای از امام حسین دم بزن

 

مادرش به حاج حسین گفته بود که آرزو دارد تا لحظه‌ای که حاج حسین در دنیا زنده هست، از امام حسین (ع) دم بزند و اگر سراغ هر کاری دیگر رفت، مداحی برای امام حسین را هیچ وقت ترک نکند.
او از قدیم می‌گوید که طیب حاج رضایی و حسین رمضان یخی از سرشناسان جنوب شهر بودند که سینه‌زنی مجالس آنها را حاج حسین خلج می‌خوانده و برای روضه‌خوانی او جمعیت زیادی جمع می‌شده است و در این مجالس سنگ زن، سنج زن و قره‌نی بوده که دو دسته سینه‌زن پشت سر این هیأت‌ها بوده‌اند. «این جلسات هم در پاچنار و در هیأت محبان‌الزهرا به نام حاج مصطفی دادکان بود که آن را اداره می‌کردم و بعد از آن در هیأت‌های محلی‌ که همین حسینیه صاحب الزمانی‌هاست، روضه‌خوانی می‌کرده است.»

 

او می‌گوید: «در قدیم که چند روز بازار تعطیل می‌شد برای روضه‌خوانی و ارسال کمک‌های مردمی به جبهه می‌رفتم، اما بیشتر در هیأت‌های قنات آبادی‌ها، صاحب‌الزمانی‌ها و پیر عطا روضه‌خوانی می‌کردم و پاتوق امروز روضه‌خوانی‌ام هم در هیأت‌های اصحاب‌القائم، انصارالقائم و صاحب‌الزمانی‌هاست.»
حاج حسین ادامه می‌دهد: «یادم می‌آید که در بازار قدیم مرشد اسماعیل‌، حاج اکبر ناظم، حاج محمدعلی اسلامی می‌خواندند.»

 

نامت چو می‌برم به خدا بند بند من/ گویند با زبان دلم یکصدا حسین

 

«فرزندانم هیأتی هستند، اما چون وضع خواندن در مجالس فرق کرده، مداح نشدند. چرا که امروز اکثرا برای مادیات مداحی می‌کنند، اما در قدیم مداحان تنها برای نوکری امام حسین می‌خواندند.»
در همین حال، شعری به ذهنش می‌آید و می‌گوید:
بی حسین بن علی احساس پیری می‌کنم
نی که پیری، بلکه احساس حقیری می‌کنم

 

او معتقد است که مداح نباید دروغ بگوید و نباید اسم ائمه را سبک بیان کند. حاج حسین شعر‌های دیگری در این حال‌ و هوا می‌خواند و گریه می‌کند:
«نامت چو می‌برم به خدا بند بند من
گویند با زبان دلم یکصدا حسین»

 

او باز هم از شیوه درست مداحی می‌گوید که در مداحی امروز یادمان می‌رود اسم چه کسانی را ببریم. نباید به مردم دروغ گفته و اسمه ائمه را سبک به زبان بیاوریم.
حاج حسین می‌گوید: «مقتل‌خوانی مداحان نیز باید دقیق و درست باشد و نباید وقایع را غیرواقعی بیان کرد. باید سعی کنیم که مردم از خواندنمان راضی باشند، اما بلاتشبیه بعضی‌ها خدا را هم در روزی‌رسانی خود سرگردان کرده‌اند.»

 

بهترین خاطره‌هایم در مجالس قدیم شکل گرفت

او از حال و هوای مجالس قدیم می‌گوید و با خاطرات خوش، آنها را یاد می‌کند. بهترین خاطره خود را زمانی که در حسینیه قائمیه و در مجلس امام حسن (ع) شعر بداهه گفته است، می‌داند که در آن مجلس در وقت ناهار رو به بزرگان کرده و گفته: «به زهر گفت اگر چه از آتش تو دلخونم، ولی ای زهر ز تو ممنونم» دیدم یکی از ته مجلس داد زد و گفت: «ولی ای زهر ز تو ممنونم» مثل پدرش گفت، فزت و رب الکعبه و از طرف دیگر مجلس صدا آمد که «ولی ای زهر ز تو ممنونم»، در همان جا من در حالی که بشقاب به دستم داشتم گفتم: «تو عجب کار مسیحا کردی/ عقده از کار دلم واکردی» اینها غربت امام حسن (ع) را نشان می‌دهد و این بهترین خاطره در ذهن من است.

 

او از از خاطرات خوب دیگر یاد می‌کند که وقتی مکه رفته است و سنگ به شیطان زده، پرچم به دست نوحه سر ‌داده و همه تکرار کرده‌اند.
او می‌گوید: ‌«همین که شعر بگویی و مردم تکرار کنند و همه باهم برای امام حسین (ع) گریه کنند، خود از بهترین خاطرات خوب و به یاد ماندنی است.»

 

در بیشتر مجالس امروز از معاملات صبحت می‌شود

 

ما آمدیم بگوییم که امام حسین (ع) گفته «یا قوم اسقونی شربتاً من الماء» اما جلسات الآن جلسات معامله شده حرف کسی را هم گوش نمی‌دهند.
از حبیب چایچیان خاطره‌ای به ذهنش می‌رسد و می‌گوید: با «حسان» به هیاتی در شمیران می‌رفتیم و در راه باهم صحبت می‌کردیم که حسان فی‌البداهه شعری برای حضرت قاسم (ع) سرود و آن این شعر بود.

چه دلی چه دلستانی چه گلی چه باغبانی
به حسن صبا خبر ده که دگر پسر نداری
و باهم تا رسیدن به هیات شعر می‌خواندیم.

اما الآن سینه زنان سر این موضوع که بیرق چه کسی اول برود، دعوا می‌کنند و ما هم نمی‌توانیم به جوان‌ترها حرفی بزنیم. چون سریع ناراحت می‌شوند و مجبوریم که کنار بکشیم و تنها برایشان دعا کنیم تا حرف‌های بزرگان برایشان تاثیرگذار شود.

 

دنبال درآمد از مداحی نبوده و نیستم

حالا جوان‌تر‌ها از من می‌پرسند که حضرت زینب (س) کیست؟ حضرت زینب وقتی وارد مجلس یزید شده و وقتی یزید می‌خواهد بپرسد که او چگونه وارد مجلس شده است، می‌گوید: این چه کسی است که با این همه غرور وارد مجلس شده. به او می‌گویند این دختر امیرالمومنین (ع) است.

حاج حسین در همین زمان شعری به خاطرش می‌آید و می‌خواند:
چون این شنید به زینب اشاره کرد و بگفت
کسی که تخت مرا واژگون کند، این است.

 

او می‌گوید: باید مداحان برای بیان اسم حضرت زینب (س) و ائمه دیگر شأن آنها را حفظ کنند.
بعد در همان لحظه شعری درباره گریه برای امام حسین (ع) می‌خواند و می‌گوید:‌
عشق از هوس جدا کن و زاری شناس باش
در گریه فسرده دلان آب داخل است.

 

اینها ذوق و شوق عشق است که وقتی در مجالس آورده می‌شود، کسی نمی‌تواند روی آن قیمتی بگذارد و ما هم دنبال درآمد در این مجالس نیستیم.
او باز به خاطرات گذشته برگشت و ‌گفت:‌ مادرم می‌گفت که این مجالس عزاداری همه با نذر امام حسین راه می‌افتد و کسی جز امام حسین در آن دخیل نیست اما امروز عقیده‌ها فرق کرده و مردم نمی‌دانند خریدار چه هستند.

حاج حسین همان لحظه شعری از سروده‌هایش که برای مسلم ابن عقیل گفته، می‌خواند و می‌گوید:
ای شکوه عشق و ایثار و محبت
کن تماشا کو چه کرد در شهر غربت
من به پای یاری‌ات از سر گذشته پای دارم
خوب می‌دانی که کردم وقف تو دار و ندارم

باید واقعه عاشورا را به همان شکلی که اتفاق افتاده برای مردم بازگو کنیم، اما بعضی مداحان امروز تنها برداشت خود از واقعه عاشورا را برای مردم می‌گویند.

 

بعضی مداحان امروز شعرشناس نیستند

او از روش مداحی و مداحان خوب می‌گوید که از میان مداحان قدیمی حاج محمد علامه که در مجلس هم نصیحت و هم روضه می‌خوانده را قبول داشته و مداحی که شعرشناس باشد را دوست دارد.
حاج حسین خلج، خود شعرهای بسیاری درباره ائمه و مناسب‌های متعدد سروده و می‌گوید: برای ائمه اطهار، ارتحال امام و خیلی از مناسبت‌ها سروده‌هایی دارم که بسیاری از آنها استقبال شده و خودم نیز آنها را دوست دارم، چرا که از دل شعر می‌گویم.

او می‌گوید:‌ برخی مداحان امروز شعرشناس نیستند و بعضی مداحان جوان‌ هم مداحی را با هنرهای دیگر همراه می‌کنند که این کار زیاد خوب نیست و شان ائمه در این نوع مداحی‌ها حفظ نمی‌شود، اما بعضی مداحان هم هستند که در حال حاضر خیلی خوب می‌خوانند؛ مثل علیرضا بهاری(مرحوم) پسر حاج شاه حسین بهاری یا فرزند مرحوم علامه.

 

نیت مداحان باید قرب الهی باشد

او می‌گوید: اگر کسی به نیت قرب الهی شروع به خواندن کند به صدایش اثر داده می‌شود و مداحی برای ائمه بدون داشتن اعتقاد واقعی خوب از آب در نمی‌آید.
او به بعضی برنامه‌های هیات‌ها خرده می‌گیرد و می‌گوید که دسته‌ها و هیات‌ها نباید با طبل‌زنی‌های بی‌موقع در خیابان و ایجاد راهبندان برای مردم آزار و اذیتی ایجاد کنند.
او می‌گوید: اگر محبت مردم را شکر نکنیم، شکر خدا را به جای نیاورده‌ایم.

او در جواب سئوال ما درباره آفت‌های مداحی می‌گوید: آفت مداحی خودخواهی و منم منم کردن است. مداحان از بعضی شاعران شعر اختصاصی خودشان را طلب می‌کنند تا این شعر را تنها خودشان در مجالس بخوانند و مداح دیگر آن شعر را نداشته باشند که این خوب نیست.

 

او می‌گوید: مداحی‌های قدیم این طوری نبود. اگر دو بیت شعر می‌خواندی معلوم می‌شد مداح واقعی هستی یا نه؟ باید بدانی که برای چه کسی می‌خوانی؟ و گرنه اگر غرور تو را بگیرد، روزی می‌آید که تارهای صوتی‌ات از کار می‌افتد و دیگر هیچ!

 

حاج حسین از برخی مداحی‌ها و شعرها گله می‌کند و می‌گوید: مثلاً وقتی می‌گویند: ماه منیرم برات بمیرم، می‌آم حقمو، تو بین‌الحرمین، ازت می‌گیرم. واقعا این به چه معناست؟ مگر ما کی هستیم که حق‌ خود را بخواهیم از امام حسین(ع) بگیریم؟ این غلو‌ها و بی‌حرمتی‌هاست که کار دست مداحان می‌دهد.

 

او می‌افزاید: بعضی مداحان هم دیگر مداحان را در تنگنا قرار می‌دهند تا خودشان معروف‌تر شوند و اینها همه به خاطر مادیات است و این اشکال اصلی کار مداحی است.

 

یاد و خاطره قدیمی‌ها با مداحی حاج حسین

حاج حسین باز به حال و هوای خاطرات حسینیه صاحب الزمانی‌ها برمی‌گردد و چند دقیقه‌ای برای حضرت رقیه مداحی می‌کند. همین طور که مداحی می‌کند از چشمانش اشک جاری می‌شود و ما را به حال و هوای عاشورا می‌برد.

حاج حسین با اشتیاق، عکس‌های قدیم هیأت امنای حسینیه را به ما نشان می‌دهد. زمان آن عکس‌ها به قبل از انقلاب برمی‌گردد و خیلی قدیمی هستند. او می‌گوید: از بین این عکس‌ها خیلی‌ها الآن در جمع ما نیستند و می‌دانم که امام حسین آنها را شفاعت کرده است.

 

حاج حسین کمی هم برایمان از شعر‌هایی که خود از آن لذت می‌برد، می‌خواند که یکی از آن‌ها این است:

زکلک شعله به دامان خیمه زینب
قضا نوشت که در عاشقی بسوز و بساز

 

او هرگاه اسم امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) را می‌شنود، یاد این جملات می‌افتد که تاریخ غریب‌تر، مظلوم‌تر و ایثارگرتر از حسین (ع) به خود ندیده است.
می‌گوید: حضرت زینب ام‌المصائب است و هر وقت این شعر را می‌خواندم، می‌گفتند؛ نخوان و این یکی از بیت‌های این شعر بود.

روزی که کلک تقدیر در منزل قضا بود
بر لوح آفرینش غم سرنوشت ما بود

 

حاج حسین در آخر، وقتی به عشق بین امام حسین(ع) و حضرت زینب (س) می‌رسد، قصیده‌ای از فخرالدین عراقی می‌خواند که می‌گوید:

نخستین باده را در جام کردند
به چشم مست ساقی وام کردند
سر زلف بتان را تاب دادند
بسی دل‌ها که بی‌آرام کردند
نهان با خویشتن رازی بگفتند
سپس بر عالمی اعلام کردند
به عالم هرکجا درد و غمی بود
به ما دادند عشقش نام کردند
چو خود کردند راز خویشتن فاش
عراقی را چرابدنام کردند؟

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.