-
روضه | سفرهات را جمع کن، مهمان مایی بعد از این!
حاج حنیف طاهری
-
روضه | گودال قتلگاه پر از بوی سیب بود
نامشخص
-
زمینه | از منظر اصحاب حسین، هر زخم شود خندهی عشق
حاج حنیف طاهری
از منظر اصحاب حسین
هر زخم شود خندهی عشق
«وَالله» نمیرد هرگز
آن دل که بُود زندهی عشق
میروند
یکبهیک
در دل قربانگاه
میشوند
پروانه
بر گرد ثارالله
همه دلسپرده بر عشق
همه دستشسته از جان
همه جان نهاده بر کف
بهامید وصل جانان
که مباد غیر وصلش
به دوعالم آرزویی
سر خم می سلامت
شکند اگر سبویی
أَهْلاً وَ سَهْلاً زُوّار حُسِین
تَبارَکَ الله أَنصارِ حُسِین
***
از منظر اصحاب حسین
سر چیست؟! بهجز بار گران!
بر پیکر عشّاق بُود
بوسهی عشق؛ تیر و سنان
میشوند
یکبهیک
جانفدای حسین
میروند
از حرم
تا خدای حسین
همه راهیان کویش
شده مست از سبویش
همه سرنهاده بر کف
بههوای تار مویش
که اگر دهیم جان را
بهکنار خواهدآمد
به جنازه گر نیاید
به مزار خواهدآمد
أَهْلاً وَ سَهْلاً زُوّار حُسِین
تَبارَکَ الله أَنصارِ حُسِین
-
شور | خجالتم از اینه که مادرت میبینه
حاج حنیف طاهری
خجالتم از اینه
که مادرت میبینه
بار گناه آوردم
اگه سرم پایینه
غرق گناهم من، راه نجاتی تو
دل مردهام جانا، رمز حیاتی تو
راهتو بستم؛ پشیمونم
بشکنه دستم؛ پشیمونم
حرتو هستم؛ پشیمونم
***
تو که مث خورشیدی
به قلب من تابیدی
بگو حلالم کردی
بگو منو بخشیدی
حق داری ای مولا، که نگذری ساده
توی دل زینب، دلهره افتاده
بیا و اینبار، حلالم کن
وارث کرّار، حلالم کن
جان علمدار، حلالم کن
***
کاش توو پناهت باشم
توی سپاهت باشم
میخوام که آقا اوّل
شهید راهت باشم
چی بهتر از اینکه، برا تو میمیرم
من انتقام این، حرم رو میگیرم
ای کسوکارم، حسین جانم!
صبر و قرارم، حسین جانم!
دار وندارم، حسین جانم!
-
نوحه | ای داد، ای داد؛ طبل عزا مرثیه را دم داد
حاج حنیف طاهری
ای داد، ای داد
طبل عزا مرثیه را دم داد
قافلهی گریه به راه افتاد
صاحب عزا مهدی موعود است
صاحب مجلس به سلامت باد
این همه اشک و آه
روضهی قتلگاه
گرم نگاه کیست؟!
حسین است
بیرق این قیام
پرچم انتقام
دست سپاه کیست؟!
حسین است
أَسْرارُ الشِّفاء فی تُربَتِه
آیاتُ البُکاء فی غُربَتِه
أَحْیانَا الحُسَین بِمُهْجَتِه
***
ای جان، ای جان
ما همگی بر سر این پیمان
تا دمآخر وسط میدان
از غم سنگین تو میمیرم
گرچه ندارد غم تو پایان
نامهی «یا حبیب»
مهر «مِن الْغَریب»
قصّهی غربت حسین است
چون وهب و زهیر
عاقبت بهخیر
دست محبّت حسین است
جان بر کف فقط، برای تو
ما سر میدهیم، به پای تو
«یا نِعْمَ الْأَمیر»، فدای تو
ارباب غریب، حسین من
-
واحد | تا تو هستی چه نیازی به بهشت است مرا؟!
حاج حنیف طاهری
-
واحد | گفت من ماه بنیهاشم، سرور قلب زهرایم
حاج حنیف طاهری
-
شور | مژده بده، مژده بده؛ دست توسّل که به آینه زدم…
حاج حنیف طاهری
مژده بده، مژده بده
دست توسّل که به آینه زدم
نوحهکنان سینه زدم
یار پسندید مرا
حسین دید مرا
مژده بده، مژده بده
سایهی دیوار حرم جای خود
سایهی دیوار حسینیهاش
برد به خورشید مرا
یار پسندید مرا
حسین دید مرا
***
پای علامت دل من پر کشید
تا حرم امن علمدار رفت
شاهپر روی علم
خم شد و بوسید مرا
یار پسندید مرا
حسین دید مرا
کوچهی معشوق من آنجاست که
سردر هر خانهای
پرچم مشکیست که دل میبرد
با من ازین کوچه بیا و بگو
مثل دلآرام من
کیست که دل میبرد؟
خانهی معشوق من آنجاست که
پیرزنی با دو، سهتا پارچه
تکیه علم کردهاست
خلوت ماتمکدهای خانگیست
خانهی امید مرا
یار پسندید مرا
حسین دید مرا
***
مژده بده، مژده بده
بخت سپیدم همین
رخت سیاهیست که تن کردهام
شال عزاییست که سنجاق کفن کردهام
با همه آلودگی
خاطرم آسوده است
مُهر شفاعت همین
جای کبودیست که بر سینهی من بوده است
واسطهی ما و خدا
کیست به جز مادرش؟!
من که شفاعت شدم
فاطمه بخشید مرا
یار پسندید مرا
حسین دید مرا
ContentSound : در این قسمت شاخه وجود ندارد