آه، بغض رهاست
آه، حال عزاست
اسم حسین که میاد باید آه بکشی
آه، اسم خداست
دلم میخواد
شبیه شمع
اشک بشم، نمیشه
اندازهی
حجم غمت
آه بکشم، نمیشه
چرا واژهبهواژهی لهوف آه میکشن؟!
چرا حرف تو که میشه، حروف آه میکشن؟!
آه، خیمهگاه
آه، قتلگاه
آه، یا حسین، ابیعبدالله
***
اشک، آب بقاست
اشک، شور نواست
وقتی دلت میگیره باید اشک بریزی
آه، عقدهگشاست
أَنَا قَتیلُ الْعَبَرات
کشتهی اشک، حسینه
اشک بریز
آب فرات
کشتهی اشک، حسینه
بیا به خطبههای بیجواب اشک بریزیم
بیا این شبا با روضهی آب اشک بریزیم
آه، بیپناه
آه، بیسپاه
آه، یاحسین، ابیعبدالله