شهادت امام موسی کاظم علیه‌السلام

فیلم های مراسم

  • روضه | خانه‌های آن کسانی می‌خورد در بیشتر
        حاج حنیف طاهری
    خانه‌های آن کسانی می‌خورد در بیشتر
    که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر

    عرض حاجت می‌کنم آنجا که صاحب‌خانه‌اش
    پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر

    گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم
    راه می‌پویم نه با پا بلکه با سر بیشتر

    زیر دین چهارده معصومم امّا گردنم
    زیر دین حضرت «موسی‌بن‌جعفر» بیشتر

    گردنم در زیر دین آن امامی است که
    داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

    آن امامی که «فِداک» گفتنش رو به قم است
     با سلامش می‌کند قم را معطّر، بیشتر

    قم، همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین
    همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

    قصد اینبار قصیده از برادر گفتن است
    ورنه می‌گفتم از این معصومه خواهر بیشتر

    من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم
    لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر

    عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم
    بودنت را می‌کنم اینگونه باور بیشتر

    گنبدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد
    هر که بامش بیش برفش، نه…! کبوتر بیشتر

    چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است
    اینچنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

    پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هر کجا
    این حرم دیگر ندارد حرف کمتر بیشتر

    ای که راه انداختی امروز و فردای مرا
    چشم در راه تو هستم روز آخر بیشتر

    از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت
    من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

    بر تمام اهل‌بیت خویش حساسی ولی
    جان زهرا! خوب می‌دانم که بر مادر، بیشتر

    شاعر: حسین رستمی
  • زمینه | رشته‌‌ی دل‌های عاشق پشت این در بسته‌شد

        حاج حنیف طاهری
    رشته‌‌ی دل‌های عاشق پشت این در بسته‌شد

    رزق ما از سفره‌ موسی‌بن‌جعفر بسته‌شد

    تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند

    با هجوم سائلان، از صبح، معبر بسته‌شد

    شاعر: میلاد حسنی
  • زمینه | زمین، زندان؛ زمان، تلخی اگر باشد
        حاج حنیف طاهری
    زمین، زندان
    زمان، تلخی اگر باشد
    برای نور توفیری ندارد حجم تاریکی
    تمام لحظه‌ها وقتی خدایی هست، شیرین است
    اگرچه گوشه‌ی تنگ و نمور عصر زندان‌ است و غمگین است
    تو نوری، آفتابی

    حجم سنگین تمام ابرها هم روبرویت سخت ناکامند
    اگرچه گوشه‌ی زندان تمام روزها شامند
    تو خورشیدی

    تو حتّی در سیاهی نور می‌بینی
    چنان که نور را در گوشه قلب سیاه آن زن رقّاصه هم دیدی
    تو خورشیدی

    تو حتّی بر سیاهی نیز تابیدی
    تو خورشیدی

    تمام بچه‌هایت شعبه‌ی نورند
    پناهی هست
    برای بی‌پناهان از کرامات تو راهی هست
    که خاک سرزمین ما ز نام تو معطّر هست
    که در هر گوشه ای از کشورم یک جلوه از موسی‌بن جعفر هست

    سلام ای آفتاب شام زندان؛ یا باب‌الحوائج
    تجلّی وجود حی سبحان؛ یا باب‌الحوائج
    پناه بی‌پناه بی‌پناهان؛ یا باب الحوائج

    ای جان، یا باب‌الحوائج

    ***
    شبیه درد
    شبیه انتهای غربت یک مرد
    درون سینه‌ی تفتیده پنهان شد
    صدای هق‌هق آئینه در تاریکی زندان
    تمام آسمان دیوار
    تمامی زمین زنجیر
    به پای لاغر خورشید افتادند

    به اشک غربتش، لب‌های بی‌مقدار خندیدند
    دهان‌های نجاست‌خوار
    زبان‌های نفهمیده، نفهمیدند

    به رویت ناسزا گفتند
    فدای اشک‌های غیرت بر خاک افتاده
    فدای استخوان له‌شده در حلقه‌ی زنجیر
    سلام ای آه دامن‌گیر

    ای تقدیر در دستان تو مثل گِل کوزه
    تو ای دریای افتاده به‌ روی تخته‌ی پاره
    به خاک پای تو عرض دعای عاشق دلتنگ بیچاره

    به قربان دهان‌هایی که می‌بردند اسمت را
    فدای آن کفن‌هایی که آوردند جسمت را
    چه گلهایی که می‌افتاد بر درگاه تابوتت

    تو هم آن روز را یاد وطن کردی
    تو هم آن لحظه‌ را کرب‌و‌بلا بودی
    که شاه بی‌کفن‌ها سنگ باران شد

    سلام ای زاده‌ی شاه‌ شهیدان؛ یا باب‌الحوائج
    شهید روضه‌ی شام غریبان؛ یا باب‌الحوائج
    پناه بی‌پناه بی‌پناهان، یا باب‌الحوائج

    ای جان، یا باب‌الحوائج
  • واحد | شب تاریک زندان در بر خود اختری دارد
        کربلایی حسین سالکی
    شب تاریک زندان در بر خود اختری دارد
    صدف دانید زندان را که در دل گوهری دارد

    نسیمی جان‌فرا آمد ز گورستان و دانستم
    که این مرداب در دستان خود نیلوفری دارد

    مگر او‌ کسیت کز سوز مناجات شبانگاهش
    دل زنجیر چون آب است و غل چشم تری دارد

    مگر او کیست کز مهرش مسلمان ساخت از کافر
    که زندان بان او دیریست حال دیگری دارد

    که زندان‌بان او دیریست از لطف حضور او
    برای خویش در آن دخمه حوض کوثری دارد
  • شور | فقط نگاه تو جان می‌دهد به‌ نوکر تو
        کربلایی حسین سالکی
    فقط نگاه تو جان می‌دهد به‌ نوکر تو
    گدای کوی تو دنبال هر نگاهی نیست
    خدا گواست پی مردم جهان نروم
    به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیست

    عالی درجات؛ یا اباعبدلله
    ای آب حیات؛ یا اباعبدلله
    ای فلک نجات؛ یا اباعبدلله
    ای سرّ صراط؛ یا ایاعبدلله
    جونم به فدات؛ یا اباعبدلله

    ای ارباب همه ابی‌عبدلله
    یابن فاطمه ابی‌عبدالله

    ***

    ره نجات حسین است و دوستی حسین
    به سوی حق به جز این ره طریق و راهی نیست
    قسم به تربت اعلی کربلا هرگز
    به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیست

    ای جان جهان؛ یا اباعبدلله
    عشق جاودان؛ یا اباعبدلله
    لطف بی‌کران؛ یا اباعبدلله
    نور آسمان؛ یا ایاعبدلله
    جان جان جان؛ یا اباعبدلله

    ای نور در طریق ابی‌عبدلله
    بهترین رفیق ابی‌عبدلله

صوت های مراسم

  • سخنرانی
        حجت‌الاسلام عالی
  • روضه | خانه های آن کسانی میخورد...
        حاج حنیف طاهری
  • زمینه | رشته ی دل های عاشق پشت این در...
        حاج حنیف طاهری
  • زمینه | زمین زندان زمان تلخی اگر باشد...
        حاج حنیف طاهری
  • واحد | شب تاریک زندان در بر خود اختری دارد...
        کربلایی حسین سالکی
  • شور | فقط نگاه تو جان میدهد به نوکر تو...
        کربلایی حسین سالکی

تصاویر مراسم